لعنتی ، مردم همیشه فکر میکنند هیچ چیز قبول نیست (جی.دی.سالینجر ، ناطور دشت)

۴ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

لیکن خدعه ای نمودیم

خدعه : نوعی دروغ مصلحتی اسلامی در شرایط خاص که در بلند مدت منافع آن غالب است برای امت اسلامی !!!

mir ali mosavi:
✅ اگر نسل جدید می خواهد بداند چطور انقلابیون در سال 57 رهبری خمینی را پذیرفته و شاه را سرنگون کردند، متن ذیل را بخوانند و بیاندیشند اگر جای آنها بودند و این سخنان را از یک مرجع تقلید می شنییدند چه عکس العملی از خود نشان می دادند.

سخنان امام خمینی در نوفل لوشاتو فرانسه و سالهای پیش از انقلاب:


«بشر در اظهار نظر خودش آزاد ا ست.»

«اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.»

«مطبوعات در نشر همه‌ حقایق و واقعیات آزادند.»

«در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.»

«در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می‌شود.»

«یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است… بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.»

«حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.»

«دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.»

«اما شکل حکومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است.»

«حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همۀ مظاهر تمدن موافق.»

«ولایت با جمهور مردم است.»

«عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یک از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یکی از شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.»

«رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد.»

«اختیارات شاه را نخواهم داشت.»

«من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.»

«من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الآن دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم… لکن من در خود دولت نقشی ندارم.»

«علما خود حکومت نخواهند کرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور می‌باشند.این حکومت در همه‌مراتب خود متکی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»

«من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حکومت، حکومت جمهوری است و تکیه بر آرای ملت»

«من چنین چیزی نگفته‌ام که روحانیون متکفل حکومت خواهند شد. روحانیون شغل شان چیز دیگری است.»

«من و سایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمی‌کنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حکومت آینده نقش هدایت را دارم.»

«قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد.»

«باید اختیارات دست مردم باشد. این یک مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد که مقدرات هرکسی باید دست خودش باشد.»

«حکومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ آن است. هیچ سازمانی و حکومتی به‌اندازه‌ اسلام ملاحظه‌ حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی به‌تمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اوّل حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.»

«اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می کند. حقّى را از هیچ‌کس نمی گیرد. حق آزادى را از هیچ‌کس نمی گیرد. اجازه نمی دهد که کسانى بر او سلطه پیدا کنند که حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب کند.»

«ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه‌اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم. همۀ مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.»

«دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند… رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود.»

«ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می‌گویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند.»

«حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر.»

«تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.»

«جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.»

«ما یک حاکمی می‌خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند.»

«زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند.»

«زن‌ها در حکومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی که علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است. اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین کرده است.»

رأی ملت متَّبع است، ولو به ضرر خودشان باشد..
میزان رای ملت است ولاغیر!!!!!

#کانال_آزادی
🆔 @sepehrazadi

۱۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
علی (lenny)

Arashsadeghi

اما صدای مظلوم آرش صادقی را نشنیدیم... شاید چون بابی ساندز اسمش باکلاس تر است و ...شاید چون ایرلندی است .....

بعدالتحریر: بیش از68 روز از اعتصاب غذای آرش صادقی زندانی سیاسی گذشته و رکورد بابی ساندز زندانی آزادیخواه ایرلندی شکسته شد . بابی با اعتصاب غذا به خواسته های خود در  تدوین  و اجرای مجموعه قوانینی در جهت آزادیهای بیشتر برای زندانیهای سیاسی موفق شد ....

بعدالتحریر2 :کلا ما صداهای دورترو بهتر میشنویم .. صدای  مردم حلب و بیروت رو زودتر از گورخوابهای نصیر آباد میشنویم ... و ....

۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۲
علی (lenny)

وحدت ملی و نه دی و امثالهم

وحدت وقتی میتونه مورد بحث قرار بگیره که دو یا چند جریان و اعتقاد متفاوت یا متضاد برای منافعی که از اختلافاتشان مهم تر است  ؛ در یک جهت باهم و پشت سر هم قراربگیرند و به اختلافات هم احترام بگذارند ... به راهپیمایی تعداد زیادی افراد هم عقیده و همگن  بنظرم وحدت آفرینی نمیگن ..گرچه این چیزی از ارزش و کرامت ذاتی این افراد همگن کم نمیکنه ......

و سوال اینکه چطور بطور سیستماتیک در تظاهرات و راهپیمایی هایی که مدام داعیه وحدت آفرینی دارند شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه گفته میشه ... والا زمان شاه هم امام و انقلابیون ضد شخص شاه و طبقه طاغوت مرگ میفرستادند و نه میلیونها نفر حامی سلطنت از جنس مردم.... 

چطور میشه داعیه اتحاد آفرینی داشت و بر ضد میلیون ها انسان هم وطن با خشم  و مشتهای گره کرده شعارهای مرگ خواهی سر داد : مرگ بر ضد ولایت فقیه !!!

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۲
علی (lenny)

برای جانبازهای مظلوم شیمیایی که بر خلاف مدافعان کاسب کارشان طلبکار نبودند

 ... بقول اقا بهروز وثوق تو سوته دلان :(( همه عمر دیر رسیدیم ... ای‌وای که چقدر دشمن داری خدا! دوستاتم که مائیم، یه مُشت عاجزِ علیلِ ناقص عقل، که در حقّ‌شون دشمنی کردی. «التماسِ دعا، خوش به سعادت‌تون که می‌رین روضه. جاتون وسطِ بهشته. ما که دنیامون شده آخرت یزید. کیه ما رو ببره روضه؟

بعدالتحریر: .. ... عمری با سلام بر حسین آب خوردیم ولی نیگا کردیم بخودمون و دیدیم  از همون اندک ادعای به زبون اورده و نیاوردمون خیلی دور شدیم و  . خیلی دورمون کردن از  آزادگی .... آزاده ها یا شهید شدن و رفتن یا به انتخاب خود و جبر زمونه ؛  تک پر و زخمی و منزوی شدن یه گوشه یا باید ورژنای خیالی و  جهان وطنیشون رو  تو قصه هایی مثل شازده کوچولو پیدا کرد   ....

بگذریم از کسایی که تو یه دستشون چماقه و تو  دست دیگشون کلید تجارتخونه های نفتی و خصولتیشون و  عربده های بلند آزادگی سر میدن  و همه رو از دین و آزادگی بیزار کردن و به ازای هر چند هزار کیلو قرصی که جانباز شیمیایی میخوره  ؛ با ریا و  مانور و داد سخن دادن دربارش چند صد دلار میره تو جیبشون  ....

ولی همه مون  دیگه باید فهمیده باشیم آزاده واقعی یعنی مظلوم واقعی؛ اونی که  بخاطر خاکش یه تن یا بیشتر  قرص و آمپول و کپسول اکسیژن گرفت اما  با عربده طلبکار زمین و زمان نشد  و خودشو مالک مردم ندونست و هیچوقت شلاقی نداشت که با اون جوونا رو به بهشت هدایت کنه .... و  برای مظلومای واقعی دادرسی غیر خودشون و خدای خودشون و در نهایت خوش شانسی شاید  یکی دوتا آدم با معرفت واقعی مثل دوست و خانواده نیست .....

  بهمون گفتن حسین گفته .. گفته  آزادگی  و صداقت و یه رنگی خوبه ... گفتیم باشه ولی هی باخت دادیم تو سرزمین ام القرای عزاداران حسینی...  . دیدیم بیخود میگن تاریخ فقط تکرار میشه  ...  بابا تو این مملکت العجائب ما ؛ تاریخ تو این قضیه  حق و باطل و اینا   تو بیشتر بخش هاش به جای تکرار ؛ به روز شده . ظاهرا  حق و باطل دیگه حوصله ندارن به رسم قدما  رو در روی هم وایستن و خونشونو کثیف کنن  ؛ تو فصل گفتگوی تمدن ها این دو قوای متخاصم اتحادیه های مشترک المنافع تشکیل دادن و نشستن سر یه سفره ؛ لائیک و روشنفکر بی دین و کاسب و  مداح و  آخوندی که با سر نیزه میخواد دینشو عرضه کنه ؛ همشون  سر بازوندن  آدم  آزاده و یه رنگ و غیر وابسته ی مجیز نگو   ؛ توافقات محکم نانوشته و سری امضا کردن .. . اومدیم یه چن وقت همرنگ جماعت شیم ولی بازم  همه از یه کیلومتری فهمیدن وصله ناجوریم ..پشت هم  گند زدیم و بلد نبودیم دیپلماتیک و محافظه کار  چن رنگی کنیم... گفتیم همون مطرود اولیه باشیم بهتره ؛  لا اقل اینجوری واقعا خودمونیم و اونجوری که بلدیم و راحت تریم راه یا بیراهه خودمونو میریم ؛ اینجوری بازم گند میزنیم و باخت میدیم ولی خاطر جمع تریم پیش خودمون   ... گاهی دیر شدن مترادف با تموم شدنه و آقا   قیصر امین پور  گل گفته  مثل همیشه :

باز هم همان قصه همیشگی ؛ ناگهان چقدر زود دیر میشود

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
علی (lenny)