_ از بابت بدقولی نکردن به هولدن ، مفتخر به دیدار  دوستان فرهیخته و کاردرست وبلاگ نویس  و وبلاگ ننویس  شدیم و چه خوب .

آسیب شناسی:
الف: وقتی من تو دوره ای از بی اعصابی  نسبت به خودم هستم و چندان در حال خودم نیستم ...  نباید بخاطر بدقولی نشدن یا هرچی حضور به هم برسونم و با انتشار کسالت باری در جمع  و  سکوت و سوتی دادن و  رفتار غیر آدمیزادی با دوستان ، باعث مورد تحمل واقع شدن واقع بشم . ( اکتیویته و اعصاب خونم از نرم خودم بالاتر نباشه دیگه نمیام ...)

ب: دود سیگارم در انتهای قرار باعث سرفه یکی دونفر شد فک کنم و به جد عذر میخوام ( یهو مسیر باریک و شلوغ شد و اینا)  ( البته انقد سیگاری نیستم ولی الان اعصاب ندارم و چالشای  جدید خودمو دارم)

ج:  دلیل یه مقدار سرد برگزار شدن جلسه  اول این دورهمی  فکر کنم یکی سرمای هوا تو فضای باز  بود و  دوما  معمولا وقتی چند تا دوست یا همکلاس و همکار  با هم قرار میذارن کلی خاطرات مشترک فیزیکی دارند برای طرح و چکش خوردن و گرم شدن فضا و ما نداریم (خاطرات مکتوب وبلاگی عمدتا در موعد خودش مورد بحث و بررسی قرار گرفته و پتانسیل طرح دوباره و اینا نداره مثل خاطرات واقعی مشترک )...... سوما عدم شناخت از هم  و  تفاوت فازها ( در ابعاد و لول مختلف) میتونه وارد نشدن به خیلی چیزا و احتیاط و ذهنیت های سوء تفاهم دار رو ایجاد کنه  ( یا شاید برا من فقط میشه  ) .... 

د: این قرار وبلاگی چندان باعث معاشرت نشد بنظرم و بیشتر همجواری بود ،  بدون حضور خودم ،  من به شما   همون سبک کلاسیک و مرسوم کافی شاپی یا کوهنوردی یا مثلا درست کردن  سیب زمینی زغالی و جوج  تو طبیعت  رو پیشنهاد میدم ( البته نه تو هوای خیلی سرد)

ه: ساعت باید طوری تنظیم بشه که خانوم ها برای بازگشت به تاریکی و چالش نخورند به نظرم .. خواستم برای رسوندن چند نفر از خانم ها  پیشنهاد بدم و هی با خودم یکی به دو کردم ... گفتم شاید سوء تعبیر بشه یا خوششون نیاد بهر حال .